احمد على خان وزيرى
76
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
[ 318 ] قاجار در بم و بلوچستان بود در سلك خدام او منسلك و در اين سال به تصديق او حسب الحكم خانبابا خان سركردهء بيست و پنج نفر نوكر بمى گرديد . القصّه ، بعد از ورود به قريهء بلوچيّه كه از ايلات و قراى آنجا براى خدمت همراه بودند ، شهرت دادند كه آزادخان خارانى با پانزده هزار جمّازه سوار به خيال قتال اين اردو به اراضى جالق وارد شده و اينك خواهد رسيد . [ 319 ] قراول اردوى او به سه فرسخى مىباشد ، موسى خان باور نموده از همان فرقه به جهت تفتيش فرستاد . رسول مراجعت كرده ، مذكور نمود كه آزاد خان با جمعيّت خاران و پنج هزار سوار از كلات نصير كه همهء آنها پانزده هزار باشند در پنج فرسخى مىباشند و پنج عرّاده توپ از كلات نصير از تبعهء دولت انگليس با توپچى و قورخانه همراه دارد . آنى مصلحت در توقّف [ 320 ] اينجا نيست . اصرار بر مراجعت نمود در همان نيمشب به سمت بمپور بازگشت و چندان توقّفى نانموده از راه كرمان ريك به بم و از آنجا به شهر كرمان آمد . خانبابا خان مردى غيور بود . از اين رخوت « 1 » موسى خان كمال كره « 2 » را ظاهر نمود . او را از حكومت بم و بلوچستان خلع و خلعت حكومت آن سامان به امامعلى خان سرتيپ داده ، روانه ساخت . [ 321 ] در اين زمستان كه مطابق سنهء هزار و دويست و هفتاد و يك بود سرتيپ به تحريك امير علم خان دزّكى به تسخير سب از بمپور روان گرديد . بعد از ورود به آن محل اطراف قلعه را سنگر نموده به انداختن توپ و تفنگ مشغول شدند . روز سوم محاصره سرتيپ حكم به يورش نموده سرباز و نوكر بمى و نرماشيرى و بلوچى كه همراه بودند از اردو و سنگرها بيرون آمده به خندق قلعه داخل شدند [ 322 ] و خندق طورى حفر شده بود كه از بالاى بارو و برج قلعه آدم در ته آن نمايان نبود . اهل قلعه لابد بالاى خاك خندق مىآمدند كه گلوله به كسانى كه در خندقاند بزنند . از سنگرها به آنها گلوله مىزدند قلعهگيان مضطرب شدند . محمّد شاه بزرگ قلعه را به رفتن اردو و امان خواستن مجبور كردند . بعد از ورود او به اردو سرباز در حصار اوّل داخل شده دروازه و بروج و بارو را [ 323 ] تصرّف نمودند . مردم نارين
--> ( 1 ) . رخوت : سستى . ( 2 ) . كره : كراهت ، نفرت .